X
تبلیغات
رایتل

...آغازی دیگر

... در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود


« گل یا... »




دو مشتش رو به رویم بود


و چشمانم نگاه خیره‌اش را جست‌وجو می‌کرد


که تصمیم نهایی


 _ پاسخی در لایۀ ابهام _


 با من بود



گره بر مشت‌ها از پیش محکم‌تر...


و چین ابروان درهمش از پیش درهم‌تر...


و من در کندوکاوی سخت،


از او هم،


مصمم‌تر...




به فکر روزهای رفته افتادم


و سی سالی که از عمرم.......


هدر می‌رفت


یا........


می‌رفت





درون آینه.....


این مشت‌ها....


این دیدگان منتظر.....


تردید در پاسخ.....





طنین انعکاسم


در شکست بی‌صدای شیشه‌ای در لایۀ غلتان جیوه


وااااااااااااااااااااااااای


از آوای انسان‌گونۀ تندیس خاک‌آلود من


گویا رساتر بود



چو می‌خواند و صدا می‌کرد پی در پی


که:



گل یا پوچ؟!



 گل؟؟


یا


پوچ؟؟؟



1392/01/26

نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت 1392ساعت | 23:36 توسط ندا نامدار | نظرات (1)