...آغازی دیگر

... در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود

« زندگی پوچ است و... »



زندگی پوچ است و


مردن پاسخی بر پوچی این زندگی



تا بدانیم از کجا تاوان ماندن می‌دهیم


عمر بر باد آمده‌است و وقت رفتن می‌رسد



لحظه‌های ناتمام اندر پی هم می‌شوند


تا به خویش آییم


جان را وقت تسلیم آمده‌است



زندگی در امتدادش مردن است و


رخت افکندن در این ویران‌سرای


اندر ورایش رد شدن


بگذشتن است از این دیار



زندگی پوچ است و


پوچی خود گناه مبهم این زندگی



زندگی پوچ است و مردن


شاید


اما


پاسخی بر پوچی این زندگی...



1387/11/22

نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت 1392ساعت | 20:06 توسط ندا نامدار | نظرات (0)