X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

...آغازی دیگر

... در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود

« فرصت کم است »



فرصت کم است هم‌پای من


ره‌توشه را بردار


باید رفت



راهی به غیر از رهسپاری نیست


دل بسپار


باید رفت



بر شانه‌هایت توشه‌ای ناچیزتر بگذار


راهی چه بس دشوار در پبش است


باید رفت



در ذهنمان خواهی نخواهی توشه بسیار است


جان‌مایۀ ناچیز را دیگر نباید کاست


باید رفت



در راهمان از مهر و مه آذوقه می‌گیریم


خود را سبک‌تر کن


که تقدیر است


باید رفت...



1390/06/27

نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت 1392ساعت | 22:40 توسط ندا نامدار | نظرات (1)