X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

...آغازی دیگر

... در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود

( استاد عزیزم « نوید جان » بینهایت سپاسگزارم که با خلق شاهکار « بی‌انتهای من » 


شوق سرودن این غزل-مثنوی رو درونم ایجاد کردین و با راهنمایی‌های خالصانه‌تون


مثل همیشه در تک‌تک لحظات سرودن همراهم بودین )








« سهم من از عبور تو پس‌لرزه بود و بس ... »




در انتظار لحظۀ ناب رسیدنم


دلتنگ جرعه جرعه تو را سرکشیدنم



طومار گنگ فاصله را تا به انتها


صد بار دوره کردم و ماندم در ابتدا



سرمشق خاطرات تو آغاز تازه شد


پژواک نام پاک تو اعجاز تازه شد



گنج نهفته در دل ویرانه‌های جان


معیار اعتبار منی در دلم بمان



با شوق اکتشاف تو آغاز می‌شوم


خاکم که در حریم تو ممتاز می‌شوم



مرداب راکدم که به دریا رسیده‌ام


دریا به بیکرانی روحت ندیده‌ام



همراز پرسه‌های غریب شبانه‌ام


من رهسپار راه تو با هر بهانه‌ام



در خلسۀ نگاه تو مصلوب می‌شوم


در هجمۀ خیال تو مغلوب می‌شوم



اعجاز تازه‌ای به عصای‌ تو می‌شوم


آمین لحظه‌لحظه دعای تو می‌شوم




***************



در رفت و آمدی که نشانی ز حکمت است


گهوارۀ حضور تو بی‌شک کرامت است



گیرم سؤال زندگی‌ام پاسخی نداشت


تقسیم و ضرب و جمع تو با من غنیمت است



حالا که پر کشیده دلت از هوای من


ردی که مانده جای تو بغض و ملامت است



در زیر بار حادثه خطی شکسته‌ام


تنها یقین من که تویی راست‌قامت است



آواره بی تو راهی صحرای محشرم


هر لحظه‌ام بدون تو نقش قیامت است




***************



سهم من از عبور تو پس‌لرزه بود و بس


روحم کویر زخمی هرروزه بود و بس



در سجده‌گاه  من اثری از ظهور توست


خلق من از صلابت حس حضور توست



عالم اگر به حرمت آدم سرشته شد


تقدیر من به حرمت نامت نوشته شد



روح دوباره‌ای که به خاکم دمیده‌ای


تجدید بیعت از دل و جانم شنیده‌ای



تبعیدی زمینم و در سایۀ دعا


هم‌ریشه با تو هستم و همسایه با خدا




1392/02/17

نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت 1392ساعت | 23:48 توسط ندا نامدار | نظرات (9)